<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مهربانو</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/</link>
<description>آنگاه بانوی پر غرور باران رادر آستانه نیلوفرها،که از سفر دشوار آسمان باز می آمد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Jul 2008 18:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خسرو شكيبايي درگذشت</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-652.aspx</link>
<description>&lt;P class=storytext align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/5v7gr8.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=storytext align=right&gt;خسرو شكيبايي، بازيگر سرشناس تئاتر، سينما و تلويزيون در ايران در اثر عارضه قلبي درگذشت.&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=storytext align=right&gt;بامداد روز جمعه، 18 ژوئيه (28 تير)، گزارش شد كه خسرو شكيبايي در سن شصت و چهار سالگي بر اثر سكته قلبي در بيمارستان پارسيان تهران از دنيا رفت. &lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext align=right&gt;بر اساس آخرين خبرها، او چندي پيش به علت بيماري قند در بيمارستان بستري شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر اساس اعلام محمد مهدي عسگر پور مدير عامل خانه سينما پيكر مرحوم خسرو شكيبايي هنرمند توانمند سينما، تئاتر و تلويزيون كشورمان صبح روز يكشنبه 30 تيرماه از بيمارستان پارسيان به سمت تالار وحدت و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشييع و به خاك سپرده خواهد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=NewsTitle&gt;&lt;SPAN class=NewsLead&gt;&lt;SPAN class=NewsBody id=ctl00_MainContentPlaceHolder_PageNewsItem_ctl00_Body&gt;به گزارش روز جمعه خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران &quot;ايسكانيوز&quot;، مرحوم خسرو شكيبايي صبح امروز بر اثر ايست قلبي به بيمارستان پارسيان تهران منتقل و در ساعت 9 صبح خبر فوت آن مرحوم اعلام شد كه طبق اعلام عسگرپور مسوول هماهنگي هاي برگزاري مراسم تشييع اين هنرمند بزرگ پرويز پرستويي است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN class=NewsTitle&gt;&lt;SPAN class=NewsLead&gt;&lt;SPAN class=NewsBody&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/wjdiky.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بيوگرافي خسرو شكيبايي  در ادامه مطلب&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 18:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=652</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-652.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جملات قصار مسئولان در سالي كه گذشت</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-651.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body align=right&gt;سردار رادان: &quot;قرار گرفتن چكمه بر روي شلوار به دليل نشان دادن بخشي از برجستگي بدن از مصاديق شرع است و تبرج به حساب مي آيد.&quot; &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=body align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; آيت الله جوادي آملي: &quot;دانشمندان فيزيك، شيمي، بارانشناسي و زمين شناسي بدون پسوند اسلامي نفهمند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; حسني، امام جمعه اروميه: &quot;اگر فرد مشركي را وقتي فهميديم كه واقعاً مشرك شده، بايد او رابسوزانيم؛ اگر با گلوله هم بود اشكالي ندارد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; امام جمعه شيراز: &quot;گراني خانه باعث شد جوان پاك ما به جاي مسكن، دوست دختر و دوست پسر بگيرند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; شكوفه گلخو، رييس دانشگاه الزهرا: &quot;بدحجابي زنان موجب فعال شدن غده هيپوفيز مردان در توليد مثل ميشود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; قرائتي: &quot;ما آخوندها هميشه مثل گاز اشك آور عمل مي كنيم؛ فقط بلديم گريه مردم را در آوريم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;ما يك كشور آزاد هستيم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; سيد حسين مرعشي: &quot;احمدي نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، كه معجزه هزاره چهارم هم هست.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; امام جمعه تبريز: &quot;علت زلزله اخير تبريز، اظهارات اعلمي نماينده تبريز در مورد سيدالشهدا بود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; آيت الله خزعلي: &quot;حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجويان ميشود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;در ايران همجنسگرا نداريم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; آيت الله اميني، امام جمعه قم: &quot;سنگسار بايد علني باشد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;ايران قدرت اول جهان است.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; آيت الله حسني: &quot;اگر مومنين غسل جمعه را انجام ندهند مشكلات كمبود گاز مرتفع مي شود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; وزير مسكن: &quot;ساكنان شهرهاي بزرگ اميدي به خانه دار شدن نداشته باشند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; وزارت اطلاعات: &quot;سنجابهاي جاسوس در مرز دستگير شدند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: نفت را سر سفره مردم مي آوريم، … بعد از انتخابات: &quot;نفت خوردني نيست كه سر سفره ها بياوريم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; الهام، سخنگوي (وقت) دولت: &quot;نفت را سر سفره مردم نمي آوريم، بوي بد مي دهد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; مسئولين نيروي انتظامي در ملاقات با يك گروه از وزارت كشور آلمان آمادگي خود را براي تامين امنيت بازيهاي جام جهاني (در آلمان) اعلام كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; اسماعيل ططري، نماينده سابق كرمانشاه: &quot;آلماني ها اگر بشر بودند يك زن رقاص رئيسشان نمي شد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot; اينها …. به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; علي لاريجاني در جريان رسيدگي به پرونده هسته اي ايران: &quot;با شكلات راضي نمي شويم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; لاله افتخاري، نماينده مجلس شوراي اسلامي: &quot;در سرزمين اسلامي نبايد يك مريض زن بدست نامحرم مداوا شود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; شكراله عطارزاده، نماينده مجلس هفتم: &quot;كونداليزا رايس يك پير دختر امريكايي ولگرد است كه ناكامي هاي جنسي وي موجب عقده شده است.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; سخنگوي دولت، پس از تصويب لايحه بودجه: &quot;دولت مسئول گرانيهاي سال آينده نخواهد بود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; وزير كشور (در مورد انتخابات): &quot; آنقدر كه به فكر آفتابه لگن هستيم به فكر تقويت محتواي برنامه ها نيستيم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;امريكا به ايران حمله نمي كند چون من مهندسم و مسائل را تحليل مي كنم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;يه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانيوليه .. يه نيگاه كرد به من، گفت: &quot;اين محموده ، اين محموده.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;يكي از شخصيتهاي شرق آسيا، از مسئولين درجه يك اومد به ديدن ما ..خلاصه حرفش اين بود كه اومده بود زنبيلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتري شما هستيم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; احمدي نژاد: &quot;دختر ۱۶ ساله اي در خونه شون انرژي هسته اي را كشف كرده.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body dir=rtl align=right&gt; حجت الاسلام و المسلمين مهدي پور، محقق و پژوهشگر مهدويت: &quot;رواج بي بندو باري در يك جامعه باعث بروز زلزله مي گردد.&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Jul 2008 13:57:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=651</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-651.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیگه این دل رام شدنی نیست ستاره</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-649.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://artfiles.art.com/images/-/Lisa-Jane/Reach-for-the-Stars-Print-C10073736.jpeg&quot; align=absMiddle border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;من اومدم... ستاره من اومدم... من باز هم اومدم تا روبروی نگات بنشینم و دستام رو بذارم زیر چونه م و خیره بشم به چشمای جادویی ات و بازم نگاه من و چشمای تو که تا صبح معاشقه کنه و زمین و زمان محو عشق ما بشه... ستاره من خیلی خوشبختم... شاید تو ندونی چقدر خوشبخت!... شاید هیچ کس دیگه اندازه ی خوشبختی منو نتونه درک کنه.. میدونی چرا ؟!.. آخه خوشبختی من خیلی بیشتر از اونه که توی فهم آدما جا بگیره ... ستاره بیا دستات روبه من بده... دستای آسمونی ت رو که وقتی توی دستام حس می کنم آسمونی می شم...بیا دستات رو توی دستام بذار و به چشمام خیره نگاه کن - کاری که شرم شایدهیچ وقت اجازش رو بهت نداده- ...و بگو که چه می بینی؟!... میتونی این عشق آتشین رو که داره چشمام رو می سوزونه توی عمق چشام ببینی؟... یا این وجود عاشق رو که با تموم تار و پودش وجودت رو تمنا می کنه حس کنی؟... ستاره باز هم امروز بارون اومد... نشسته بودم زیر بارون و دستام رو، رو به آسمون باز کرده بودم و سرم رو؛ رو به آسمون نگه داشته بودم و زل زده بودم به چشمای آسمون... شاید که رحمتی بشه و تو از اون بالا با قطره های بارون بیفتی تو بغلم... بارون بند اومد و تو نیومدی... بارون خیلی چیزها از تو برام گفت... بارون گفت که دلت چند روزیه که گرفته و حال و حوصله ی هیچ کس رو نداری... ستاره... ستاره ی من... ستاره ی عاشق من... دلم برات تنگ شده ستاره... همین چند ساعت پیش تو کنارم بودی ؛ اما بازم دلم برات تنگ شده .... ستاره... دل منو چطوری طلسم کردی که اگر رهاش کنی با سرعت باد می دوه تا در خونه ی چشات و همونجا روبروش می شینه و محو می شه؟... مست می شه... دیگه این دل رام شدنی نیست ستاره... مال خودت... فدای نگاهت... مواظبش باش...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 02:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=649</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-649.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم اعدام </title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-648.aspx</link>
<description>&lt;SUP&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 253px; HEIGHT: 304px&quot; height=467 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/52gbr6e.jpg%5B/IMG%5D&quot; width=326 align=left border=0&gt;حميد هنوز به دهه سوم عمرش نرسيده بود كه اعدام شد . صبح امروز در اولين ساعات صبح . داستان از چه قرار بود ؟ چندي پيش حميد در حال رانندگي بود مردي را كنار خيابان مي بيند كه باري را هم دارد و منتظر تاكسي است  حميد كنار مرد نگه ميدارد آدرس مرد را مي پرسد آدرس كمي دور است اما پس از توافق بر سر كرايه حميد در صندوق عقب ماشين را باز ميكند تا بار مرد غريبه را در صندوق عقب قرار دهد . و سپس به همراه مرد غريبه به راه مي افتد پيش به سوي آدرس مورد نظر مرد غريبه. كمي كه راهشان را ادامه ميدهند اتومبيل پليس به اتومبيل حميد مشكوك ميشود و فرمان ايست ميدهد حميد بدون كوچكترين ترس و واهمه اي كناري نگه ميدارد هرچند مرد غريبه كمي نگران به نظر ميرسد. ماموران پليس به بازرسي اتومبيل مي پردازند سپس به درخواست ماموران حميد درب صندوق را باز ميكند و ماموران به بازرسي از بار مرد غريبه مي پردازند. حميد ميخواهد بگويد كه بار متعلق به او نيست اما پليس ميگويد كه عقب بايستد و حميد نيز كمي عقب تر مي ايستد و متعجب به بارزسي ماموران از بار مرد غريبه مي نگرد در لابلاي بار مرد غريبه ماموران به بار شيشه (&lt;/SPAN&gt;Crystal Meth &lt;SPAN lang=fa xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;)برخورد ميكنند از حميد مي پرسند اين ها چيست ؟ حميد چه ميداند كريستال چيست بنابراين به ماموران مي گويد متعلق به من نيست و با اشاره به مرد غريبه بار را به او نسبت ميدهد مرد غريبه به يكباره منكر هرنوع باري ميشود و ميگويد اصلا از اين بار خبر ندارد و به عنوان مسافر سوار بر ماشين حميد شده است .در نتيجه هر دو بازداشت ميشوند . حميد باورش نميشود و با مرد غريبه درگيري لفظي پيدا ميكند و مرد غريبه نيز كاملا منكر هرنوع باري در ماشين حميد ميشود. در كلانتري نيز كار به جايي نميرسد و هردو به دادگاه منتقل ميشوند . حميد ، مرد جواني كه خرج خانواده خود و خانواده پدري خود را جمعا عهده دار است (همسر ، فرزند ، پدر مريض ، مادر، 2 خواهر و يك برادر) توانايي گرفتن وكيل را ندارد اما به هر جهت با كمك و مساعدت اقوام موفق ميشود يك وكيل براي خود بگيرد اما مرد غريبه كه از ثروت بسياري برخوردار است نه تنها چندين وكلي براي خود اختيار ميكند ، وكيل مدافع حميد را نيز تطميع ميكند. وكيل مدافع در دادگاه به نفع مرد متمول كنار ميرود و حميد تنها تر از هميشه خود را مي يابد . اما وكيل كه از جانب مرد غريبه اما متمول تطميع شده بود براي اينكه حميد وكيلي ديگر اختيار نكند به حميد و خانواده اش مي گويد نگران نباشيد نهايت براي شما حبس ابد صادر ميشود و پس از يكي دوسال به 15 سال كاهش ميابد و در نهايت چند سال بعد هم مشمول عفو قرار ميگيريد جاي نگارني نيست.حميد و خانواده او كه همه  را چون خود ساده دل مي پندارند حرف وكيل را قبول ميكنند اما خبر ندارند كه حكم به اعدام حميد صادر شده است ديروز چهارشنبه به حميد خبر ميدهند كه پنجشنبه نوبت اعدام اش است حميد اصلا باورش نميشود به خانواده اش خبر مي دهد خانواده اش سراسيمه از همدان راهي تهران ميشوند و به سراغ دفتر آيت الله شاهرودي ميروند تا از وي كمك بگيرند ايشان هرگز تصور اين را هم نميكردند كه حميد قرار است اعدام شوند دفتر آيت الله شاهرودي هم نامه اي مينويسند كه مساعدت لازم مبذول گردد ، خانواده حميد خوشحال و خندان بدون كوچكترين درنگ راهي همدان ميشوند و با اعتماد به اينكه اين نامه حميد را از مرگ نجات خواهد داد يك راست به زندان همدان ميروند تا نامه آيت الله شاهرودي را به مسئولين اجراي حكم بدهند مسئول اجراي حكم نامه را ديده و با تهران ، دفتر آيت الله شاهرودي تماس ميگيرند دفتر آيت الله شاهرودي به مسئول اجراي حكم ميگويد هر آنچه را صلاح ميدانيد بنماييد و در پاسخ خانواده حميد كه ميپرسند پس چرا اين نامه را داد؟ جواب ميدهند كه:&quot; آيت الله شاهرودي دوست ندارند هيچكس دست خالي از حضور ايشان و از دفتر ايشان خارج شوند!؟!؟ &quot; خانواده حميد هرچقدر گريه و التماس&lt;/SPAN&gt; م&lt;SPAN lang=fa xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;يكنند اثري ندارد و مامور اجراي حكم مي گويد حكم بايد اجرا شود. صبح امرور پنج شنبه بيستم تيرماه سال يكهزاروسيصدوهشتادوهفت در آغازين ساعات بامدادي حميد ملكي اعدام شد. به كدامين گناه ؟ فرزند حميد سه سال بيشتر ندارد و ديگر پدرش را نيز نخواهد ديد مهم نيست ، بگذاريد كه آقاي شاهرودي خوش باشد كه هيچكس از دفترش دست خالي بيرون نميرود ، بگذاريد كه ايشان فكر كنند ويرانه دستگاه قضايي را آباد نموده اند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;منبع : وبلاگ خيابان بهشت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 22:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=648</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-648.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آره بارون می اومد </title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-646.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i2.tagstat.com/image02/4/d06f/000c051Nd1L.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cinemaema.com/images/Picture/film/modiri.swf&quot; target=_blank&gt;کلیک کنید و ببینید با صدای مهران مدیری &lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آره بارون می اومد ,  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                        آره بارون می اومد, خوب یادمه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مثل آخرای قصه        &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                        که آدم میره به رویا &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آره باروم می اومد,  خوب یادمه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                              آره بارون می اومد , خوب یادمه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;زیر لب زمزمه کردم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                       کی میتونه دل دیوونه رو از من  بگیره &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                     اونقدر باشه که من &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دل و دستش بدم و چیزی نپرسم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                              دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آره بارون می اومد ,خوب یادمه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یه غروب بود !          &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                   روی گونه هات دو تا قطره &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                              که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دیگه فرقی هم نداره کار از این حرفا گذشت و &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                                 دیگه قلبم سر جاش نیست &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آره بارون می اومد ,خوب یادمه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خیلی سال پیش           &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                  توی خوابم دیده بودم       &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                         تو رو با گونه خیست &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اونجا هم نشد بپرسم             &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                    بارونه یا اشک چشمات &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                            آره بارون می اومد خوب یادمه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                                               آره بارون می اومد خوب یادمه ......&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small; COLOR: #ff0000; FONT-FAMILY: times new roman,times&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/2ednuv4.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 02:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=646</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-646.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما بلد نيستيم اعتراض كنيم؛‌ ما فقط بلديم غرغر كنيم</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-645.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;هر وقت عكس يا فيلم‌هاي قبل از انقلاب را مي‌بينم حيرت مي‌كنم كه آن جماعت را چطور توانسته اند توي چادر چاقچول كنند و به اين روز سياه بنشانند! آيا اين عكس‌ها و فيلم‌ها مربوط به يك اقليت كم‌شمار بوده كه بعدا مقهور اكثريت مي‌شوند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در جامعه‌ي ما آيا طرفداران حجاب اجباري، عزاداري‌ها ريز و درشت مذهبي، مردانه زنانه كردن همه جا از گهواره تا گور، حرمت موسيقي و رقص و شادي و زيبايي، بمباران مذهبي از كتب درسي تا تلويزيون و نشريات و… در اكثريت‌اند يا اقليت؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگر در اكثريت‌اند كه براي چي طلبكاريم و شاكي حكومت؟ براي چي مي‌خواهيم اين‌ چيزها نباشد؟ ما اقليت‌ايم و بايد به احترام اكثريت مدارا كنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اما اگر در اقليت هستند، تا به حال از خودمان پرسيده‌ايم كه چگونه اين اقليت، تمايلات خودش را به اكثريتي كه ما باشيم تحميل كرده و مي‌كند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مصاحبه‌ي يك تهيه‌كننده‌ي تلويزيون را مي خواندم كه گفته بود توي دكور برنامه‌اي از عكس يك دختربچه استفاده كرده بودند و «مردم» اين قدر زنگ زده و اعتراض كرده بودند كه بالاخره مديران شبكه كه اول در برابر اين اعتراضات مقاومت مي‌كرده‌اند تسليم شده‌اند و از اين‌ها خواسته‌اند كه آن عكس را بردارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اما پس از آن آيا كسي زنگ زده كه به برداشتن آن عكس و تسليم شدن تلويزيون در برابر تندروها اعتراض كند؟…&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;آن‌ها به محض اين كه دو تا تار موي فلان خانم بيرون بيفتد انقدر داد و هوار مي‌كنند و آن چنان زمين و زمان را به هم مي‌ريزند تا طرف از به دنيا آمدن‌اش پشيمان شود. ما چي؟ آيا تا به حال شده به تلويزيون يك زنگ ناقابل بزنيم و به سانسورهاي اعصاب خردكن‌اش از مسابقات فوتبال گرفته تا فيلم و تاك‌شوها، به مصاحبه‌هاي فرمايشي، اخبار دروغ و جانبدارانه، بمباران مذهبي، پخش تصوير و صداي گوش‌خراش مداحان بد هيبت، ترويج خرافه يا هر چيز ديگري كه نادرست مي‌دانيم اعتراض كنيم؟ اصلا بلديم اعتراض كنيم يا فقط بلديم زير لب غرغر كنيم؟ براي يك تلفن كه دارمان نمي‌زنند؛ مي‌زنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ما حتي از حقوق مسلم‌مان نمي توانيم دفاع كنيم. به جاي اين كه يقه‌ي طرف را بچسبيم و حق‌مان را بخواهيم براي عكس‌اش شاخ و خال هندي مي‌كشيم و بعد كه حسابي دل‌مان خنك شد مي‌رويم حق‌مان را از يكي ديگر كه مطمئن‌ايم زورش به ما نمي‌رسد مي‌گيريم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ما اكثريت‌ايم؛ اما يك اكثريت خاموش، يك اكثريت مرده…&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Jul 2008 18:39:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=645</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-645.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کار اداری در ایران  </title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-644.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG height=20 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/17.gif&quot; width=20 border=0&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;مراحل انجام یه کار اداری در ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG height=20 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/17.gif&quot; width=20 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot; face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://armita2.persiangig.com/image/289ldmc.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://armita2.persiangig.com/image/289ldmc.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot; face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://armita2.persiangig.com/image/289ldmc.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://armita2.persiangig.com/image/289ldmc.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 00:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=644</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-644.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش روزنامه ترکیه از &quot;فرست لیدی&quot; جمهوری اسلامی</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-642.aspx</link>
<description>&lt;H3&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranpressnews.com/source/042636.htm&quot;&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif size=5&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 233px; HEIGHT: 223px&quot; height=212 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://i29.tinypic.com/2558epk.jpg&quot; width=211&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/H3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همسر احمدی نژاد سوژه روزنامه ترکیه 
&lt;P&gt;این عکس کم سابقه از &quot;محمود احمدی&quot; نژاد ۵۱ ساله در حین یک کنفرانس گرفته شده است. اما با این وجود شناختن زن &quot;احمدی نژاد&quot; بسیار مشکل است !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روزنامه حریت چاپ ترکیه با چاپ تصویری از &quot;محمود احمدی نژاد&quot; و همسرش، به حجاب وی اشاره نموده و از او بعنوان &quot; فرست لیدی&quot; جمهوری اسلامی یا زن اول رژیم اسلامی یاد کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزنامه حریت در ادامه نوشت: کسی نیست که &quot;محمود احمدی نژاد&quot; رئیس جمهور رژیم تهران را نشناسد اما برای اولین بار &quot;احمدی نژاد&quot; به همراه همسرش دیده شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این روزنامه در ادامه افزود:  &quot;فرست لیدی&quot; جمهوری اسلامی که در داخل یک چادر سیاه قرار گرفته است یک عینک آفتابی نیز به چشمهایش زده است. از سوی دیگر اسم همسر &quot;محمود احمدی نژاد&quot; و سن و سالش نیز برای مردم معلوم نیست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 01:18:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=642</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-642.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هزارپاي من كو؟</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-640.aspx</link>
<description>&lt;P class=snap_preview align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 403px; HEIGHT: 130px&quot; height=126 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/10/1384-10-01/picture%5C12-5-1.jpg&quot; width=403 align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;چندين سال پيش كه انترن ( دانشجوي سال آخر پزشكي ) در بخش مسموميتها بودم . يك شب كه با دو تا از همكاران كشيك بوديم ناگهان ديديم كه يك آقا در حالت چهار دست و پا وارد بخش شد و  در حالي كه زمين را جستجوگرانه نگاه مي كنه همش ميگه « هزار پاي من كو ؟» بلافاصله پشت سرش دو تا خانم شيك پوش و آلامد خيلي سراسيمه و وحشت زده وارد شدند و درحالي كه مرد همچنان چهار دست و پا روي زمين دنبال هزارپاش بود با حالت شرمزده بهش نگاه كردند و يكي شون گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;- دكتر جان تو را خدا ببين چي شده ؟ اين شوهر من است . مرد خيلي محترمي است . مهندس و مديرعامل يك شركت است. يك ساعت پيش رفت بيرون با كسي قراري داشت از وقتي برگشته ديوانه شده و كارهاي عجيب غريب مي كنه .&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;و در حالي كه تقريبا داشت به گريه مي افتاد گفت اصلا سابقه چنين حالتهايي نداشته . من تعجب مي كنم&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;اون يكي خانم هم گفت ما اصلا توي فاميلمون آدم ديوانه و رواني نداشتيم تا حالا . نمي دونيم چي شده يهو اينطوري شده.&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;خوب براي ما قابل حدس بود كه چي پيش آمده . بعد از اينكه اون دو تا خانم را به آرامش دعوت كرديم. معاينه كاملي از آقا به عمل آوردم و بعد به خانم ها گفتم كه ايشون بيماري رواني ندارند بلكه بر اثر مصرف موادي اينطور شدند و خوشبختانه اثرش موقتي است و برطرف خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;همسر مرد گفت : چه موادي ؟ همسر من اهل هيچي نيست .&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;گفتم: خوب شايد خودش آگاه نبوده كه داره اون ماده را استفاده مي كنه .&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;بعد براش توضيح دادم كه ايشون علايم مصرف حشيش را دارند و اگه خودشون آگاهانه مصرف نكرده باشند احتمال داره كسي سيگار پر شده با حشيش را به ايشون تعارف كرده و ايشون نادانسته مصرف كرده و دچار اين علايم شده.&lt;/P&gt;
&lt;P class=snap_preview align=right&gt;براي اطمينان خاطر خانم ها مرد را اون شب بستري كرديم و فردا صبحش با حال عمومي خوب و در حالي كه رفتاري كاملا معقول و با پرستيژ داشت مرخص كرديم . خودش هم وقتي حالش خوب شد ماجرا را تاييد كرد كه قراري داشته با كساني كه زياد نمي شناخته و اونجا كسي با اصرار بهش يك سيگار تعارف مي كنه و بعد از كشيدن سيگار حالش بد شده بود و …&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 20:24:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=640</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-640.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشكلاتي كه يك خانم در برخورد با يك آقا باهاشون مواجه است</title>
<link>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-639.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;SUP&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SUP&gt;در صورتي كه شما با اون آقا برخورد خوبي داشته باشين، اون آقا مي گه كه شما عاشقش هستين.&lt;BR&gt;اگه برخورد خوبي نداشته باشيد، آقا مي گه شما مغرور هستيد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما لباس هاي زيبا بپوشيد، اون آقا مي گه كه شما مي خواييد توجه اونو جلب كنيد.&lt;BR&gt;اگه نپوشيد اون آقا مي گه كه شما از پشت كوه اومديد.&lt;SPAN id=more-1114&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه باهاش بحث كنيد ميگه شما لجبازيد.&lt;BR&gt;اگه هميشه ساكت و حرف گوش كن باشيد، آقا مي گه شما مغز نداريد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما از اون باهوش تر باشيد، آقا احترام و عزت خودش رو از دست خواهد داد.&lt;BR&gt;اگه اون باهوش تر باشه، اون حرف نداره.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما عاشقش نباشيد، اون سعي مي كنه كه شما رو بهر صورتي بدست بياره.&lt;BR&gt;اگه عاشقش باشين! اون سعي مي كنه كه يجوري ترك تون كنه (حقيقت داره نه؟)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه باهاش عشق بازي نكنيد، اون مي گه كه شما اون رو دوست نداريد.&lt;BR&gt;اگه عشق بازي كنيد، آقا مي گه كه خيلي كم ارزشين.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه بهش مشكلتون رو بگيد، آقا مگه شما همش مشكليد.&lt;BR&gt;اگه بهش نگيد، آقا مي گه كه شما بهش اعتماد نداريد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه سرش غر بزنيد، شما مثل يه پرستار بچه باهاش رفتار مي كنيد.&lt;BR&gt;اگه اون سرتون غر بزنه، اون مجبوره كه اينكار رو بكنه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما بزنيد زير قولتون، شما قابل اعتماد نيستيد.&lt;BR&gt;اگه اون زير قولش بزنه، اون مجبور بوده كه بزنه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما سيگار بكشيد، شما يه دختر بدي هستين.&lt;BR&gt;اگه اون سيگار بكشه، اون يه جنتل من (GentleMan) هست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما در امتحانات تون موفق بشيد، اون مي گه كه شما شانس اوردين.&lt;BR&gt;اگه اون موفق باشه، آقا يه مخ واقعيه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه شما اون رو اذيت كنيد، شما يه ظالم واقعي هستيد.&lt;BR&gt;اگه آقا شما رو اذيت كنه، شما خيلي خيلي حساس هستيد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jun 2008 20:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehr-banoo&amp;postid=639</comments>
<dc:creator>mehr-banoo</dc:creator>
<guid>http://mehr-banoo.blogfa.com/post-639.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
