در حالي كه بعضي از بنگاه داران، خريداران ماشينهاي گران قيمت خارجي را به دو دسته صاحبان ثروتهاي مشروع و نامشروع تقسيم مي كنند، اما برخي شواهد بيانگر بروز دسته جديدي در اين گروه از پولداران است.
حال حدس بزنيد، دسته سوم چه كساني هستند.
درست است، دسته سوم همان كشاورزان و باغداران روستايي هستند...
باورش كمي دشوار است، اما شنيدن حرفهاي بعضي از بنگاه داران خودرو حكايت از واقعي بودن اين موضوع دارد.
بنا به گفته دست اندركاران خريد و فروش خودروهاي لوكس و مدرن خارجي، «روستاييان» ميلياردر اين روزها حضور پررنگي در بازار خودرو دارند!
آنها مي گويند: با افزايش لجام گسيخته قيمت زمين و هجوم دلالان و واسطه ها براي خريد اراضي حاشيه اي شهرهاي بزرگ به ويژه باغ و اراضي كشاورزي، تعدادي از روستايياني كه در اثر بورس بازي دلالان و زمين خواران به «وسوسه» فروش ملك دچار شده اند، با فروش زمينهاي خود يك شبه به چنان ثروتي دست يافته اند كه گاه شمردن صفرهاي پولها برايشان دشوار بوده است.
البته همه هم متفق القولند كه در اين ميان واسطه ها نيز از سودهاي نجومي در معاملات برخوردار شده و به جمع نوكيسه هاي پولدار اضافه گرديده اند.
«الف» يكي از بنگاه داران با سابقه است او كه چند بار خودروهاي گران قيمت خود را به همين روستاييان تازه پولدار شده فروخته است، مي گويد: همين شب عيدي به چند مشتري روستايي خودروهاي خارجي فروختم كه براي حق الزحمه آنها نهايت تعرفه موجود را گرفتم.
وي ادامه داد: چند روز قبل شهروندي كه ظاهري مرتب نداشت با مراجعه به نمايشگاه تقاضاي خريد يك خودروي گران قيمت موجود در بازار داشت، اما ما با توجه به قيافه ظاهري او با شكم سير جواب منفي داديم، اما روز بعد او با مراجعه به نمايشگاه و پارك خودروي 120 ميليون توماني اش به ما فهماند كه اشتباه كرده ايم!
او افزود: باور كنيد بعضي از آنها با بقچه پول براي خريد به بازار مراجعه مي كنند.
يكي ديگر از نمايشگاه داران با بيان اينكه اغلب روستايياني كه يك شبه پولدار شده اند، مشتريان خودروهاي لوكس خارجي هستند، گفت: اين گروه اغلب پس از فروش زمين، باغ يا باغ خانه هاي خود، روانه بازار ماشين مي شوند و جالب آنكه بعضي از آنها طرفدار ماشينهاي ايراني نيستند و معتقدند كه خودروهاي وطني براي آنها «كلاس» ندارد.
«م» تصريح مي كند: همين ديشب معامله اي كردم كه باورش براي خود من هم دشوار بود، چرا كه يك روستايي تنها به دليل آنكه نام خودروي مورد نظرش سر زبانهاي پولداران است و بدون آنكه چانه اي بزند يا سوار آن شود، پول آن را نقداً پرداخت كرد، البته اين مساله براي واسطه ها نيز صادق است.
اما چگونه اين روستاييان صاحب چنين ثروتي شده اند.
براي پاسخ به اين پرسش يكي از همين روستاييان ميلياردر حرفهاي شنيدني دارد.
او كه خود را چراغعلي معرفي مي كند، مي گويد: سالها بر روي يك تكه زمين كشاورزي و باغ كوچكي كه از پدر به ارث برده بودم در حومه شهر كار مي كردم، وضعيت مالي چندان مناسبي هم نداشتم تا اينكه با گسترش شهر و داغ شدن بازار زمين، روز به روز زمين گرانتر شده و چند بنگاه پيشنهاد خريد اراضي را مي دادند.
وي مي افزايد: اوايل چندان توجهي به پيشنهادها نمي كردم، اما وقتي كه متوجه شدم باغم را 1/5 ميليارد تومان مي خرند، فكر فروش باغ و زمين و ساختن يك زندگي مجلل عين «خوره» به فكرم افتاد.
چراغعلي مي گويد كه امروز، دوستان سابقم كه وضع همگي شان خوب شده، مي بينند كه «چراغعلي ماشين 120 ميليوني سوار مي شود»
او كه حالا صاحب يك كت و شلوار 400 هزار توماني و خودروي 125 ميليون توماني است، ادامه مي دهد: در نهايت تسليم شدم و با فروش زمين و باغ صاحب دو ميليارد تومان پول شدم، البته بعد از مدتي شنيدم باغم تبديل به چند «ويلا» شده است كه هر كدام از آنها گويا 1/5 ميليارد تومان قيمت دارد.
اين را كه مي گويد، ياد حرفهاي يكي از مسؤولان مي افتم كه مي گفت مناطق ييلاقي اطراف شهر ديگر جاي نفس كشيدن نيست، چرا كه زمين خواران با تغيير كاربري اراضي ديگر چيزي از مناطق خوش آب و هواي روستاهاي اطراف شهرها نگذاشته اند!
البته اين همه داستان نيست، چرا كه در مقابل اين روستاييان متمكن، هستند كشاورزاني كه فريب سوداگران زمين را خورده و ديگر از مال دنيا هيچ ندارند.
آنان همان آلونك نشين شهرها هستند كه حتي خواب خريد يك ماشين وطني را خاكستري مي بينند.