تبليغاتX
انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند تنها استثمارگران را عوض مي کند. برنارد شاو مهربانو
آنگاه بانوی پر غرور باران رادر آستانه نیلوفرها،که از سفر دشوار آسمان باز می آمد
.
.

سبزه

سال تحویل ایرانم

 

.
 86/12/29    بانوی باران   | 
.
.
.
راز
کوتاه است
راز، همیشه، کوتاه است

«شاید حتی کوتاه‌تر از عمر برف زیر گرمی آفتاب زمستانی»
 
-----------------------------------------------------------------------------------------
 
life's not odd. life's even.
and everything happens twice.
every story, whether a love story, a farewell, or a betrayal story, they all happen twice.
and when you think you know everything, and when you think you're past the moment, you're back in the first place. and you don't know a thing about anything.
you're not supposed to be.
and no one can break any mirrors.
and no one can escape
and no room is of an odd number of walls.
life's strange, and it's real.
more than it's ever been.
and it's happening
again.
and again.
and every time, there's another time.
and it's real
and it's happening
and you may think you'll find another skin to wear
and you may not
and i do not
understand
what it is
i've done wrong
full of holes
check the pulse
blink your eyes
one for yes
two for no ...

.
 86/12/28    بانوی باران   | 
.
.
.

سگ اصحاب کهف از غار بیرون آمد تا تجربه شگفتش را با مردمان در میان بگذارد.می خواست بگوید چگونه سگی می تواند مردم شود

اما او نمی دانست که مردمان به سگان گوش نمی دهند،حتی اگر به زبان آدمیان صحبت کنند.سگ اصحاب کهف زبان به سخن باز کرد

اما پیش از آن که چیزی بگوید؛سنگش زدند،چوبش زدند و رنجور و زخمی اش کردند.

سگ اصحاب کهف گریست وگفت:من هشتمین آن هفت نفرم.با من این گونه نکنید...

آیا کتاب خدا را نخوانده اید...؟

آیا نمی دانید که چگونه پروردگار از من به نیکی یاد می کند؟ هزار سال پیش از این خوی سگی ام را کشتم و پلیدی ام را شستم

.امروزاز غار بیرون آمدم که بگویم چگونه سگی می تواند به آدمی بدل شود...،اما دیدم آدمی چگونه بدل به دیو و ددشده است

دست هایی از خشم و خشونت دارید،می درید و می کشید،دندان تیز کرده و جهان را پاره پاره می کنید این سگ که این همه از آن نفرت دارید نام من است،اما خوی شماست!

سگ اصحاب کهف گفت:آمده ام که از تغییر برایتان بگویم و از تبدیل و ماجرای رشد و فراتر رفتن؛اما می بینم که شما از تبدیل تنها فرو تر رفتن را بلدید و سقوط و مسخ را

چرا اجازه نمی دهید که کسی پلیدی اش را پاک و نجاستش را تطهیر کند؟چرا نیاموخته اید که به دیگری گوش دهید؟شاید این دیگری سگ باشد؛اما حقیقت را گاهی از زبان سگان نیز می توان شنید

سگ اصحاب کهف به غارش بازگشت و پیش خدا گریست و از خدا خواست تا او را دوباره به خواب برد

 

.
 86/12/25    بانوی باران   | 
.
.
.

تهراني در سال 1954 در تهران متولد شد. مدت شش سال در ايران زندگي كرد و در سال 1960 به همراه خانواده‌اش به آلمان رفت. پس از گذراندن دوران دبيرستان، در سال 1977 تحصيلات خود را در رشته معماري در دانشگاه صنعتي (براونشوايك) آغاز و تا سال 1984 در اين رشته به تحصيل پرداخت. پس از آن مدتي در مدرسه‌ عالي (آخن) تدريس كرد و همزمان روي پروژه‌هاي معماري كار مي‌كرد. او استعداد و خلاقيت فراواني در اين رشته از خود نشان مي‌داد. در سال 1991 همراه با دو تن از معماران خبره آلماني به نام (جينز بوت) و (كايريشتر) دفتر معماري (BRT) را در هامبورگ تاسيس كردند كه امروزه با 104 كارمند، به عنوان معروفترين و بهترين دفتر معماري در اروپا در حال فعاليت است. اين دفتر در زمان تاسيس، فقط ده كارمند داشت. امروزه طرح‌ها و پروژه‌هاي بديع و باشكوه تهراني نه تنها در شهرهاي آلمان از جمله مونيخ، كلن، فرانكفورت، هامبورگ، برلين و... بلكه در بسياري از شهرهاي توريستي دنيا از جمله دوبي، مسكو، استانبول، رم و... به چشم مي‌‌خورد. كارهاي او در سطح بين‌المللي، الگو و نمونه است. مردم آلمان به تهراني علاقه زيادي دارند و برايش احترام زيادي قايل هستند.

پروژه‌هاي مهم

يكي از عوامل كليدي در موفقيت تهراني، استفاده فراوان از شيشه در نماي ساختمان است. در اكثر كارهاي او از كف تا سقف، شيشه به كار رفته است؛ چرا كه او معتقد است سه عامل در ساختمان بسيار مهم است: نور، هوا و چشم‌انداز اتاق. او سعي مي‌‌كند با به‌كار بردن شيشه، ساختمان را از نظر اين عوامل در بالاترين سطح استاندارد قرار دهد. از جمله كارهاي او سازه عظيم (Berliner Bogen ) (قوس برلين) مي‌‌باشد كه ساختماني كماني شكل و تمام شيشه‌اي است. ارتفاع قوس فولادي اين ساختمان 140 متر است و روي يك رودخانه بنا شده است. زمين اين ساختمان تا مدتي از نظر بسياري از معماران و متخصصان، غير قابل ساخت بود اما از آنجايي كه تهراني علاقه زيادي به كارهاي نشدني دارد و دوست دارد هر كار غيرممكني را به ممكن تبديل كند با بررسي و تلاش فراوان توانست اين سازه عظيم را بنا كند كه امسال به عنوان بهترين ساختمان تجاري جهان شناخته شد. يكي ديگر از كارهاي شگفت‌آور او تاسيس ساختمان اداري )Doppelxx( در هامبورگ است كه در سال 2001 به عنوان بهترين ساختمان اداري جهان شناخته و برنده جايزه ويژه‌ اين رشته شد. او همچنين از طراحان و معماران جزاير مصنوعي (نخل دوبي) است كه تاثير به‌سزايي در موفقيت اين پروژه داشت. ايستگاه عظيم راه‌آهن فرانكفورت، ايستگاه مركزي راه‌آهن (هانوفر) و بسياري از ساختمان‌هاي اداري و تجاري مهم آلمان از دستاوردهاي اين معمار موفق است. او از زمان تاسيس دفتر معماري (BRT) بيش از چهل پروژه عظيم را طراحي و تاسيس كرده و در سه مسابقه از 28 مسابقه بزرگ جهاني كه در زمينه معماري برگزار شده برنده بوده است. يكي از پروژه‌هاي عظيمي كه اخيرا تهراني به دست گرفته، ساخت بزرگ‌ترين پاساژ اروپاست كه چهارصد ميليون يورو اعتبار براي آن در نظر گرفته شده است. هادي تهراني عقايد خاصي دارد؛ او معتقد است ساختمان‌ها داراي هويت‌اند و ما در كنار آنها احساس هويت بيشتري مي‌‌كنيم و بايد طوري معماري شوند كه احساس خوبي از آنها دريافت كنيم. كارهاي او در بالاترين حد استاندارد قرار دارد. تهراني در مصاحبه‌اي كه با مجله(Wild) انجام داد در مورد رموز موفقيت خود اين‌طور گفت: من همه را‌ه‌ها را به روي خودم باز مي‌‌بينم و هيچ‌كاري از نظر من نشدني نيست. او اضافه كرد: من به محيط اطرافم توجه زيادي دارم. از آنها الگو گرفته و طرح‌هاي خود را ارايه مي‌‌دهم. من تنها معماري هستم كه در دفتر كارم كامپيوتر ندارم و به آن اعتقاد ندارم و فقط به هوش و توانمندي‌هاي ذهني تكيه مي‌‌كنم. تهراني هوش فوق‌العاده و ذهن خلاقي دارد و اكثر افرادي كه با او ارتباط دارند اين موضوع را دريافته‌اند.

تهراني طراح موفق
يكي از موضوعاتي كه تهراني را خيلي ناراحت مي‌‌كند استفاده از وسايل معمولي است كه در ساخت آنها دقت لازم نشده و بسيار سطحي طراحي شده‌اند. او مي‌‌گويد وقتي يك معمار با تلاش فراوان، ساختماني را با بالاترين سطح معماري و به زيباترين شكل ممكن احداث مي‌‌كند بايد وسايلي كه در اين ساختمان به كار مي‌‌رود نيز در بالاترين سطح استاندارد و طراحي فوق‌العاده باشد. همين موضوع سبب علاقه هادي به طراحي وسايل روزمره از ميز و صندلي گرفته تا كيف و فنجان و... شده است.او در اين زمينه نيز استعداد فوق‌العاده‌اي دارد. او همه اين وسايل را زير ذره‌بين مي‌‌برد، تمام اشكالات آن ها را مي‌‌گيرد و طرح‌هايي نو و بديع ارايه مي‌‌دهد. او معتقد است (يك معمار خوب بايد يك طراح خوب هم باشد.) وي با بسياري از طراحان آلماني از جمله پروفسور (هانس اولديش) و مهندس (اولديش نتر) ارتباط داشته و درصدد است يك شركت طراحي لوازم اداري به نام (T+B) را تاسيس كرده و تمام لوازم آن را با بالاترين سطح كيفيت طراحي كند. يكي از ايده‌هاي جالبي كه تهراني در ذهن دارد ساخت وسايل اداري تاشو است كه مانند لب‌تاپ در يك جعبه جا شود. به اين صورت مي‌‌توان از يك اتاق، در آن واحد هم به عنوان اتاق كار، هم اتاق خواب و هم اتاق نشيمن استفاده كرد، به طوري كه وسايل مورد نياز هر كدام از اين اتاق‌ها در يك چمدان جمع مي‌‌شود و در صورت نياز از آن استفاده مي‌‌شود. تهراني در سال 1998يك ساختمان براي خود ساخت و تمام وسايل آن را با سليقه خود طراحي كرد. او مجرد است و همراه با دو تن از دوستان معمارش در اين ساختمان زندگي مي‌‌كند. تهراني همچنان به آينده‌اي درخشان فكر مي‌‌كند.

.
 86/12/25    بانوی باران   | 
.
.
.

خوشبختانه يك مرد بعد از مدتها وقت گذاشته است و موارد مردانه اي را كه به نظرش رسيده است و براي خانمها ممكن است مفيد واقع شود به رشته تحرير در آورده است. پس لطفا بخوانيد و دقت كنيد كه تمام اين قوانين با عدد يك شماره كذاري شدند سعني هيچ كدامشان برتري نسبي به يكديگر ندارند و سپس در صورت تمايل آراء خود را وارد نمائيد:



مردها نميتوانند فكر كسي را بخوانند.


ديدن مسابقۀ فوتبال مثل تماشاي ماه شب چهارده توي آسمان جذاب و قشنگ است. اجازه بدهيد همينطور بماند.


خريد كردن، مسابقۀ فوتبال نيست و امكان ندارد كه ما به خريد به اين شكل نگاه كنيم.


گريه كردن يك جور تهديد به حساب مياد.

لطفا چيزي رو كه مي­خواهيد، واضح بگويد. اجازه بدهيد كمي روشن­تر بگويم، اشارات زيركانه، اشارات قوي و اشارات مبرهن ولي غير مستقيم به يك موضوع اصلا به كار نمي­آيد. لطفا اصل درخواستتان را واضح بگوئيد.


«بله» يا «خير» بهترين جواب ممكن به خيلي از سوالات هستند.


لطفا در صورت نياز به حل يك مشكل، پيش ما بياييد و درد دل كنيد، اين كاري است كه ما مردها انجام ميدهيم. همدردي كردن وظيفۀ دوستان مونث شماست نه ما مردها.


سردردي كه هفده ماه است كه دارد شما را آزار مي­دهد يك مشكل واقعي است. لطفاً با يك پزشك ملاقات كنيد.


هر مطلبي كه شش ماه پيش از طرف ما مردها گفته شده است الان به عنوان استدلال غير قابل قبول است. در واقع تمام نظرات ما فقط براي هفت روز معتبرند نه بيشتر.


اگر فكر مي كنيد چاقيد، خوب احتمالاً هستيد. لطفا از ما نپرسيد.


اگر مطلبي كه ما گفتيم رو مي­شود دو جور ازش برداشت كرد و يكي از اين برداشتها شما رو عصباني و ناراحت ميكند منظور ما برداشت ديگر بوده است.


شما مي­توانيد يا از ما بخواهيد كه كاري رو انجام بدهيم يا به ما بگوئيد كه چطور آن را انجام بدهيم، نه هر دو. اگر شما از قبل مي­دانيد كه چطور مي­شود آن كار را بهتر انجام داد خوب خودتان دست به كار شويد.


كريستوف كلمب احتياجي نداشت كه مسير را به او ياد بدهند. ما هم همينطور.


تمام مردها فقط در 16 رنگ اشيا رو مي­بينند. دقيقاً مثل ويندوز است. براي ما هلو يك ميوه است، رنگ نيست. براي ما پرتغال يك ميوه است رنگ نيست. ما واقعاً نميفهميم رنگ پوست پيازي چيست.


اگر ما از شما بپرسيم چي شده و شما بگوئيد «هيچي» ما هم طوري رفتار مي­كنيم كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. ما مي­دانيم كه شما دروغ مي­گويد اما فقط ارزشش را ندارد كه آدم سرش را به خاطرآن درد بياورد.


وقتي ما دوتايي قرار است جائي برويم، چيزي كه شما پوشيديد كاملا مناسب و قشنگ است … اين را واقعاً مي­گويم .


شما به اندازۀ كافي لباس داريد.


شما كفش، زيادي هم داريد.


من كاملا خوش فرمم. گرد هم يك جور فرم خوب.


ممنونم كه اين را خونديد. آره مي­دانم امشب بايد در آشپزخانه بخوابم. ولي اين را مي­دانستيد براي ما مردها اصلاً مهم نيست. فكر مي­كنيم رفتيم كمپينگ.

.
 86/12/23    بانوی باران   | 
.
.
.

زمان مجاز آزمون: 1 دقيقه

(ولي شما بيشتر وقت بگذاريد، اشكال ندارد)

 

براي ديدن پاسخ سوالات

ادامه مطلب را ملاحظه بفرماييد.


ادامه مطلب
.
 86/12/22    بانوی باران   | 
.
.
.

ايراني‌ها در شمار معدود شهروندان جهان هستند كه در طول سه دهه‌ي گذشته بيش از 800 ميليارد دلار درآمد داشته‌اند؛ يعني آنها به اندازه يكي از ثروتمندترين كشورهاي جهان در شرق آسيا (كره جنوبي) درآمد داشته‌اند. افزون بر آن، آنها صاحب كشوري هستند كه از نظر جاذبه‌هاي طبيعي، تاريخي و فرهنگي يكي از شش مملكت برتر دنيا محسوب مي‌شود؛ ايرانيان بر روي بزرگترين مخازن نفت و گاز جهان زيست مي‌كنند؛ سرزميني كه از نظر مهار انرژي خورشيدي، بادي و زمين‌گرمايي سرآمد منطقه و جهان است. فارغ از سرزميني كه ايرانيان در آن رشد كرده و زيست مي‌كنند، سرمايه‌هاي انساني اين آب و خاك نيز همواره نشان داده كه اگر از همتايان خود در كشورهاي شمال برتري نداشته باشد، كم هم ندارند. با اين وجود و به رغم چنين توان طبيعي، جغرافيايي، معدني و انساني، ايرانيان حتي به اندازه كشور كوچك امارات متحده عربي هم نمي‌توانند صادرات داشته باشند، بيش از 30 درصد آنها در زير خط فقر مطلق زندگي مي‌كنند، آمار ناهنجاري‌هاي اجتماعي و تصادفات رانندگي و تخريب محيط زيست در آن بي‌داد مي‌كند و تنها از يك منظر در جهان رقيبي ندارند! نرخ تلفات يا همان فرسايش خاك!!

 حال شما بگوييد، ايراني‌ها سزاوارتر آن است كه احساس خوشبختي كنند يا اينكه به باور نگارنده از بخت بد خويش بنالند؟

.
 86/12/21    بانوی باران   | 
.
.
.

اين آخرين سالهاي عمري پرخروش و مبارز است . در همه اين سالها , مردم همدم مصدق بزرگ بودندو در اين لحظه ها كه رژيم دست نشانده قهرمان مردم را خانه نشين كرده است ، فقط همسر مصدق همدم اوست.شايد حرف از خاطرات آنهمه سال جدال با بيگانگان و بيگانه پرستان در ميان باشد، بر گرفته از روزنامه ايكه متاسفانه به علت كهنه بودن اسم و تاريخ آن مشخص نبود .محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجري شمسي در تهران بدنيا آمد. پدرش ميرزا هدايت‌الله معروف به «وزير دفتر» از بزرگمردان دوره‌ ناصري و مادرش ملك تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوه عباس ميرزا وليعهد قاجار و نايب‌السلطنه ايران بود .مصدق پس از كودتاي ۲۸ مرداد در دادگاه نظامي محاكمه شد. او در دادگاه از كارها و نظرات خود دفاع كرد. دادگاه وي را به سه سال زندان محكوم كرد. پس از گذراندن سه سال زندان، دكتر مصدق به ملك خود در احمد آباد تبعيد شد و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.در سال ۱۳۴۲ همسر دكتر مصدق، خانم ضياالسلطنه، در سن ۸۴ سالگي درگذشت. حاصل ازدواج وي و دكتر مصدق دو پسر و سه دختر بود.در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ ساعت ۶ صبح دكتر محمد مصدق بدليل بيماري سرطان فك ودهان، در سن ۸۴ سالگي درگذشت. مصدق وصيت كرده بود او را كنار شهداي ۳۰ تير در ابن بابويه دفن كنند، ولي با مخالفت شاه چنبن نشد و او در يكي از اتاقهاي خانه‌اش در احمد آباد به خاك سپرده شد .

.
 86/12/17    بانوی باران   | 
.
.
.

سال ۱۳۳۶

دختر خونواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف هندوانه قرمز جلوی شون است. دختر خونواده برای دختر همسایه تعریف می کنه: آره زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه شوهر خوب پیدا کنه.
مادر دختر می گوید: خدا سایه مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره!


 سال ۱۳۴۶

پدر خونواده با عصبانیت وارد اتاق می شه و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زنه: دختره چشم سفید حالا واسه من دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گن آقا رضا غیرتِ تو شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما بپوشه و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می گن؟
مادر خونواده با لحن التماس آمیز می گه: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر...
بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می که دخترش به دانشگاه بره. وقتی پدر قانع شده سیگارش را روشن می کنه و مادر می گه: مرد، خدا سایه تو را از سر ما کم نکنه!


 سال ۱۳۵۶

فریادِ مردِ خونواده تمام کوچه را پر می کنه: چی؟! می خواد بره سرِ کار؟! یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد بشین...
کسی از روی نعش مرد خونواده رد نمی شه ولی دختر خونواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می ره. صدای مادر خونواده به گوش می رسه: مرد، خدا تو را برای ما حفظ کنه!


 سال ۱۳۸۶

مرد خونواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که اومدم خواستگاریت، گفتم دلم نمی خواد زنم از این مانتوها بپوشه و آرایش کنه، گفتی دوره این اٌمٌل بازی ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خونه خریدی به جای مهریه خونه را به نامم کن، گفتم چشم! اون اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گی بشینم توی خانه بچه داری کنم؟

زن: عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمه ماشینت می ره. حالا اگر بشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمون کم می شه هم بچه مون وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی بره... آفرین عزیزم ... خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه داره...


 سال ۱۴۸۶

زن خونواده: عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستات به روشن فکری معروفی. آخه چه اشکالی داره؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟
پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کنه و نه ماه بعد وقتی بچه بغل وارد خانه می شوه زن با عشوه می گوه: مرد ... یعنی سایه تو تا کی بالای سر ماست؟
 

سال ۱۵۸۶

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادل نظرند.
- آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شده مردهاست...
- حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می کنند؟ تا وقتی خونه بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمون می دن و زنمون هم مارا استثمار می کنه...
- خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و...
در این حال با ورود خانم یکی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی کشیده می شه! زن می گه: خدا سایه شما مردها را از سر سبزی ها کم نکنه!

سال ۱۶۸۶

رادیو، موج FM، شبکه پیام (صدای یک خانم)
بااعلام ساعت نه شب شما خانم های عزیز را در جریان آخرین اخبار رسیده قرار می دهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس دقایقی قبل سایه آخرین نمونه نادر از جنس «مرد» از روی کره زمین محو شد! پس از پایان عمر این آخرین بازمانده از شاخه زینتی مردها از این پس نام این موجودات را فقط در کتاب های تاریخ می توان پیدا کرد. ساعت 9 و 15 دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما خانم های عزیز خواهم بود. دینگ دینگ

.
 86/12/15    بانوی باران   | 
.
.
.

خوب خدا رو شكر هيچ نقطه ايي معلوم نيست كه برادران مسلمان يك دفعه تحريك بشن اصلا چطوره نسل زن رو منقرض كنيم كه برادر ها ديگه امكان تحريك نداشته باشه  مي تونيم حتي هر چي كه ماده هست برداريم , مرغ , شير ماده , پلنگ ماده و ..... كه مبادا كسي به گناه آلوده بشه فردا , پس فردا هست كه ميگن غذاي مرغ و خوراك مرغ وكباب مرغ باعث گناه و تحريك ميشه من بعد به جال كلمه سخيف و گناه آلود مرغ از كلمه پاك و مطهر خروس استفاده كنيد

( انجمن تشخيص تبرج) 

به مدل ابتكاري براي موهاي وزوزي

ميتونيد مدل كلاه كپ ازش در بياريد

در حاشيه تصويب بنزين آزاد نوروزي

- هوراااااااا.......

.
 86/12/11    بانوی باران   | 
.
.
.
شخصي در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.
سوالات را بخوانید:

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش
در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.

جواب‌ها:
اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453)
2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.
3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.
5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.

حالا می توانید به خودتان بخندید!

.
 86/12/11    بانوی باران   | 
.
.
.

ساعد مراغه اي از نخست وزيران عهد پهلوي نقل كرده است:
زماني كه نايب كنسول شدم با خوشحالي پيش زنم آمدم و اين خبر داغ را به اطلاع سركار خانم رساندم.
اما وي با بي اعتنايي تمام سري جنباند و گفت:" خاك بر سرت كنم؛ فلاني كنسول است؛ تو نايب كنسولي؟!"
گذشت و چندي بعد كنسول شديم و رفتيم پيش خانم؛ آن هم با قيافه ايي حق به جانب. باز خانم ما را تحويل نگرفت و گفت:" خاك بر سرت كنم؛ فلاني معاون وزارت امور خارجه است و تو كنسولي؟!"
شديم معاون وزارت امور خارجه؛ كه خانم باز گفت:" خاك بر سرت؛ فلاني وزير امور خارجه است و تو...؟!"
شديم وزير امور خارجه گفت: "فلاني نخست وزير است ...خاك بر سرت كنم!"
القصه آنكه شديم نخست وزير و اين بار با گامهاي مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم كه خانم حسابي يكه بخورد و به عذر خواهي بيفتد. تا اين خبر را دادم به من نگاهي كرد؛ سري جنباند و آهي كشيد و گفت:" خاك بر سر ملتي كه تو نخست وزيرش باشي !"


.
 86/12/09    بانوی باران   | 
.
.
.
زندگی گاهی مثل اُرکات میمونه، که یکی رو ادد میکنی، و ادت نمیکنه. میزاره بمونی یه جا بین زمین و آسمون
گاهی مثل وبلاگ میمونه، که حرف خودت رو از دهن یکی دیگه میشنوی و تا حد کارت تلفن اسکرچ کردن میری، اما بیخیال میشی. تو اگه بگی جزو آدم نیستی؛ بقیه میفهمن، تو نمیفهمی که. هیچیم نمیتونی بگی
زندگی مثل کارای کامپیوتری میمونه که گاهی دهن خودت رو صاف میکنی که یه کاری انجام شه، 2هفته زحمت میکشی، اما آخرش قدر یه ساعت هم ارزشش (نه پولش) رو کسی نمیبینه.
زندگی مثل بنگاهیا میمونه، انقدر دروغ قشنگ میگه که تو در باغ بهشتم جلو روت میبینی، بعد میفهمی کدوم بهشت، کدوم جهنم؟
زندگی گاهی مثل مسنجر میمونه، که دیده میشی اما نمیبینی. چون نباید ببینی. گاهیم برعکس میبینی اما دیده نمشی. هر کدوم که گندتر بود همون.
زندگی گاهی مثل این شبکه موبایل میمونه که وقتی نمیخوای هم در دسترسی هم همه در دسترسن، اما وقتی میخوای نه خودت آنتن میدی نه هیچ کس دیگه.
.
 86/12/07    بانوی باران   | 
.
.
.

 

آدم بعد از یه مدت به تنهایی عادت میکنه.

تو تنهاییش زندگی میکنه ٬

تو تنهاییش عاشق میشه ٬

تو تنهاییش گریه میکنه ٬

تو تنهاییش بزرگ میشه ٬

یه روزم تو تنهاییش میمیره ....

.
 86/12/02    بانوی باران   | 
.