سینه ام را حصار کشیده ام از هراس هرزه گردان با توام ولگرد !! کجا ؟ هزار حصار کشیده ام هزار قانون تو را راه ندهم خیابان آن طرفتر است و جای هرزه گردان سطل آشغال خیابان چه خیال می کنی عا تشت می زنم بی خیال زندگی نگاه می کنی ببخش جواب آن همه خیانت همین و آنوقت که می بخشمت کنار دخترک لوس دیگری ریشخند می زنی فلانی خر من است ! حالا که برگشت خورده ایی شبیه مترسکی گم شو مترسک سر جالیز من دیگر دل نمی خواهم ورود دلهای هرزه به سینه ممنوع سینه ام حصار دارد